|
ضمن عذر خواهی و تشکر از حضور شما سروران به دلایل شخصی امکان همراهی با شما عزیزان رو ندارم . به امید دیدار دوباره ی شما دوستان در محیط سایبر تا اطلاع ثانوی تعطیل شد .
از کوچه به کوچه دائما در گذریم مابین تمام درب ها دربه دریم پشت سر هم بر در بسته خوردیم انگار من و کلید از یک پدریم
دنیا اثری از عشق موعود نداشت
خالق که ترا ساخت ، مرا یادش رفت
یک نیمه ی عمر در پریشان حالی ست یک نیمه شبیه خواب ها ، پوشالی ست * چشمش به کدام نیمه باید باشد وقتی که تمام حجم لیوان خالی ست * با تشکر از راهنمایی دوستان و حسب الامر اصلاح شد .
۱ در حوصله ام شعر ندارم ، خالیست در بقچه ی تقویم ، بهارم خالیست دور و برم از حس تو سرشار ، ولی جای تو همیشه در کنارم خالیست ۲ چشمان تو وحشیند و خود آرامی عین خود اسطوره ولی گمنامی با آمدنت معجزه از مد افتاد تو شکل مدرنیزه ی یک الهامی ۳ اینطور نبین که خسته و بی ثمریم افتادن برگ خویش را می نگریم هر چند که ریشه های ما در خاک است پایش برسد از همه گنجشک تریم
ر هر روز که در حال عبوریم از هم دلواپس حرف های زوریم از هم تا کی خودمان را به نفهمی بزنیم؟ باید بپذیریم که دوریم از هم ز حالا که من از خاطره ها لبریزم هر صبح دوباره تازه برمی خیزم بانوی غزل به دست ، سنگم نزنید من دوست ندارم از شما بگریزم
ت خون شد دلم از سماجت عقربه ها بیچاره نداشت طاقت عقربه ها پس کی تو می آیی به دلم شور افتاد لعنت به خیال راحت عقربه ها ز عزمی که برای دیدنت جزم شود با قافیه های کهنه در رزم شود در دفتر شعر هر کسی جلوه کنی هر آینه شاعری اولوالعزم شود
ر هر نقد نگفته ای که بارش کردند با قافیه ای تازه نثارش کردند در حلقه ی مهرشان گرفتار که شد چون سنگ نبود ، حرفسارش کردند |
About
مربای مربع ، دفتری مجازی برای ثبت تجربیات نویسنده در رباعی است و هیچ ارزش قانونی دیگری ندارد . Archivesشهریور 1388تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 مهر 1387 شهریور 1387 |